ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

87

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

بر فقدان ابن طريف جزع و اندوه نداريد ؟ او رادمردى بود كه متاعى جز از پرهيزگارى نمىپذيرفت . مال هم جز با نيزه و شمشير نمىگرفت از اسبها هم جز اسب ظريف تندرو و نيرومند و يال دار نمىپذيرفت . اى دو فرزند طريف ( دو برادر بازمانده او ) جزع مكنيد . مرگ هر مرد شريف و بزرگوار را مىربايد ما ترا با هزاران جوانمرد از قوم خود فدا مىكرديم . ( داستان ليلى بنت طريف خواهر وليد يكى از عجايب روزگار و شعر و رثاء او بهترين اشعار است اين قصيده مفصل و با روايات بهترى آمده است كه ازين روايت اصح و اكثر است ناگزير به عين روايت مؤلف اكتفا نموديم ) مسلم بن وليد درباره قتل وليد و تعلل يزيد در جنگ او قصيدهء سروده كه ما اين سه بيت را از آن نقل مىكنيم : يفتر عند اقترار الحرب متبسما * اذا تعير وجه الفارس البطل موف على مهج فى يوم ذى رهج * كانه اجل يسعى الرامل ينال بالرفق ما تعى الرجال به * كالموت مستعجلا ياتى على مهل يعنى او ( يزيد بن مريد ) هنگامى جنگ آغاز مىشود لبخند مىزند و تبسم مىكند وقتى كه روى پهلوان سوار تيره مىشود ( از بيم ) او جگرها را نابود مىكند در روز اضطراب و كارزار مانند اجل سوى امل و آرزو مىرود . ( باميد رستگارى ) . او با مدارا و تانى آنچه را كه مردان در حمل آن خسته و ناتوان مىشوند حمل مىكند و بسامان مىرساند او مانند مرگ است كه شتاب دارد ولى ظاهرا با تأنى آهسته مىآيد . ( مقصود تعلل و احتياط يزيد در جنگ وليد چنين بود كه با رستگارى مقرون گرديد ) اين اشعار بسيار خوب و بليغ است .